چطور در انتخاب یک شغل پردرآمد موفق باشیم؟

چطور در انتخاب یک شغل پردرآمد موفق باشیم؟

شاید در محتوای این مقاله به دنبال لیست کردن و نام شغل های پردرآمد هستید. همان چیزی که همه فکر می کنید با داشتن آن از شنبه هفته آینده آن را شروع کرده و در آینده نزدیک به بهترین درآمد و موفقیت خواهید رسید. بسیار خرسند هستید از اینکه با یک انتخاب صحیح از لیست شغل های پردرآمد و موفق توانسته اید به رویاهای خود برسید. همچنین این انتخاب را منشا همه تحولات زندگی خودتان می دانید.

راستش را بخواهم بگویم باید خیلی کم تجربه و خوش خیال باشید که چنین انتظاری را داشته باشید. البته که انتخاب شغل در ابتدای شروع یک کسب و کار بسیار مهم می باشد. همچنین نیازمند تحقیقات فراوان و دریافت مشاوره است. اما  بیایید کمی واقع بین تر فکر و عمل کنیم.

 من قصد دارم در این مطلب خیلی ساده مرور کنم که چطور فعالیت و کار خودتان را به یک کار موفق و پردرآمد تبدیل کنید. همچنین به جای انتخاب شغل پردرآمد خودمان از لیست، شغل و نام خودمان را در لیست شغل های پردرآمد و موفق جای دهیم.

در جامعه امروز کمتر کسی پیدا می‌شود که به درآمد بیشتر فکر نکند. همه به خوبی می‌دانیم که فکر و ذهن ما است که می‌تواند پول ساز باشد. در واقع این سوال مطرح می‌شود که آیا پول را باید درآورد یا پول را باید ساخت؟ مفهوم این دو نگرش برای کسب درآمد خیلی مهم است و آینده شغلی و زندگی شما را تحت تاثیر قرار می دهد. قبل از اینکه به شغل های پردرآمد بپردازیم باید چند کلمه ای که در این مقاله زیاد تکرار می شود را معنی کنیم یا بهتر بگوییم منظور من از این کلمات چیست؟

تعریف کلمات کلیدی

کلمه شغل:

منظور من از شغل کار کردن برای خود به عنوان یک وظیفه در کسب و کار خود یا کارگری و کارمندی برای یک کسب و کار دیگر است.

کارفرما:

به معنی شخصی که قسمتی از کاری را به اشخاص دیگر واگذار می کند اما خود او نیز در چرخه کار است.

تجارت/ کسب و کار:

به معنی این است که شما مالک و موسس یک تجارت (کاسبی) هستین که هدفمند بوده و از تمام منابع خود و دیگران برای آن تجارت خرج می کند.

کارآفرین:

به معنی شخصی که ایجاد شغل و کسب و کار می کند و عملا خودش در چرخه کار به طور مستقیم نیست.

هوش مالی:

منظور از هوش مالی دانش یادگیری مفاهیم علوم حسابداری و درک ترازنامه و سود زیان یک شغل یا کسب و کار.

متاسفانه خیلی از ما با این طرز فکر کار می کنیم که بهترین کار، کاری است که کمتر وقت بگذاریم و پول بیشتری در بیاوریم. من اساساً با این نظر مخالف هستم. به همان دلیل که از قدیم گفتن کار جوهره آدم است و اعتقاد دارم کار به اندازه لازم حکم دمیدن روح به یک جسم است. همچنین باعث سلامتی، انگیزه و امید به زندگی می شود. نباید چیزی به نام بازنشستگی و از کار افتادگی وجود داشته باشد و فقط شکل، نوع و مدت کارها به فراخور زمان و مکان هر شخص تغییر می کند.

کار، درآمد، پول، خانواده، فرزند، رفاه و … همه انگیزه های ادامه زندگی هستند. برگردیم به جایگاه فکر درآمدزایی و کسب درآمد بیشتر. بله درسته! ذهن ها و اطلاعات حسابداری (هوش مالی) و قوانین و تجربه جزء عوامل اصلی افزایش درآمد و موفقیت در شغل و تجارت می شود.

برای درک مفهوم و تفاوت «درآوردن پول یا درآمد» در مقابل ساختن پول، بهتره اینطور عنوان کنم: پولی که شما از تخصص، دانش و تجربه خود با صرف زمان و انرژی به دست می آورید و بسیار بسیار ارزشمند است و اصطلاحا حکم خمیرمایه را برای کار شما دارد، ذهنمان درآوردن پول یا درآمد است. اما اگر بتوانید پول خود را مولد درآمد کنید مانند انواع سرمایه گذاری ها به طوری که سرمایه گذاری ها یا بهتر بگویم ستون دارایی های شما برای شما درآمدزایی کنند، این روش در واقع پول ساختن است.

اما چرا گفتم درآمد اولیه بسیار ارزشمند است؟ پر واضح است که فنداسیون و شروع بدست آوردن اموال درآمد ساز، ترکیبی از درآمد اولیه شما با هوش مالی می باشد.

مغز این مطلب در واقع رسیدن به این موضوع است که اساسا همه شغل ها و تجارت ها صرف نظر از شاغل بودن و یا کارفرما و یا کارآفرین بودن، می توانند موفق و پردرآمد باشند. به شرط آنکه از هوش مالی و فکر نیز استفاده کرد. البته که تلاش و انگیزه هم نقش مهمی خواهد داشت.

حتما نباید مسیر شغل را به کارفرمایی و بعد تجارت و کارآفرینی طی کنید. البته که مسیر خوبی خواهد بود و نشان دهنده خلاقیت، هوش مالی و تلاش شما است. اما شروع هر کاری که قرار است به صرف هزینه و کسب درآمد ختم شود باید از حسابداری باشد و این موضوعی است که گاها به آن توجه نمی کنیم.

شما می توانید در عین شاغل بودن، یک تجارت کوچک نیز در کنار کار خودتان راه اندازی کنید و تمام خلاقیت و هوش مالی خود را در آن بکار ببرید. در واقع حسابداری که تبدیل به هوش مالی می شود، باید از زمان فکرهای اولیه و قبل از شروع یک شغل یا تجارت آغاز شود. همچنین از زمان تحقیق و قبل از تصمیم به آغاز، حسابداری نیز باید ورود پیدا کند نه زمانی که یک کسب و کار به جایگاه مناسبی رسیده است.

منظور از حسابداری این نیست که تنها یک نیروی حسابدار استخدام کنیم. خود شخص کارآفرین یا شاغل اگر دانش این را در حد عمومی کسب کند می‌ تواند از آن برای راه اندازی کار خود استفاده کند. میزان صرف هزینه برای حسابداری در حوزه مشاور مالی، نرم‌افزار حسابداری و یا نیروی متخصص حسابداری با توجه به پیشرفت کار باید تغییر کند. باید توجه به این نکته داشته باشید که حسابداری قبل از شروع و یا بعد از اتمام و انحلال یا ترک کار هم باید وجود داشته باشد.

پس در اینجا به یکی از دلایل مهم یک شغل یا تجارت موفق و پردرآمد که همان داشتن یک دانش حسابداری و ابزار قدرتمند حسابداری مانند نرم افزار حسابداری، اشاره کردیم. در ادامه قصد دارم عناصر دیگری را در مسیر رسیدن به یک شغل پردرآمد و موفق برای شما عنوان کنم.

دو نکته بسیار مهم و کاربری

البته قبل از آن که عوامل موثر برای یک شغل پردرآمد را بیان کنیم، می خواهم توجه شما را به دو مطلب مهم جلب کنم:

نظم خرد را یاری می کند

قطعا یک کمد شلخته که لباس ها در آن لوله شده است و خوب و بد آن نیز از هم تفکیک نشده است، در زمان انتخاب و استفاده، شما رو سردرگم کرده و در نتیجه انتخاب خوبی نخواهید داشت. یا اینکه در زمان مناسب انتخاب های خوبی را از شما سلب خواهد کرد.

بیشتر همیشه بهتر نیست

توجه به اصل گرایی به جای فرع گرایی، مقوله ای است که شاید پرداختن به آن در این حوزه نگنجد. اما همینقدر باید به آن توجه داشت که لزوما همیشه بیشتر وقت گذاشتن و یا گرانتر خریدن بهترین انتخاب نخواهد بود. شما باید سعی کنید از رویدادهای پیرامون خود انتخاب هایی با اولویت بالا برای انجام دادن بهره مند شوید. روش های اصولی نه گفتن را به فرعیات، آموزش ببینید. در این رابطه فضای مجازی، کتاب ها و پادکست های زیادی را در دسترس شما قرار داده است.

عوامل موثر برای یک کسب و کار پردرآمد و موفق

عوامل موثر در انتخاب یک شغل پردرآمد

  1. هدف صحیح، واضح، روشن و نگاه به آینده
  2. هوش مالی و نرم افزار حسابداری
  3. پشتکار
  4. نگاه کارآفرینی
  5. استمرار و سماجت در مسیر رسیدن به هدف
  6. مدیریت منابع انسانی
1- هدف صحیح و روشن:

اولین عامل موثر در انتخاب یک شغل پردرآمد، داشتن یک هدف صحیح و روشن می باشد. منظور از هدف صحیح این است که تمام جوانب هدف در نظر گرفته شود. مثل در نظر گرفتن بودجه لازم، توانایی علمی، توانایی جسمی، آینده این هدف، واقعی و دست یافتنی بودن آن، همسو بودن هدف با خط فکری شما، همخوانی آن با روحیه شما، اشخاصی که می توانند در این هدف شما را یاری کنند و … .

منظور از روشن بودن این است که هدف نباید مبهم باشد. باید آشکار و مشخص باشد. تلفیقی نبوده و یا اولویت دوم و سوم نباشد مثلا نباید بین شهرت و پول زیاد گیر کنید.

2- حسابداری و دانش مالی:

پیش تر توضیح داده شد که قطعاً قبل از شروع و حتی قبل از انتخاب هدف، نقشه های مالی باید وجود داشته باشد. همچنین آموختن علم حسابداری در حد عمومی یکی از پیش نیازهای انتخاب شغل پردرآمد می باشد. قطعا وجود ابزارهای بودجه‌بندی، آنالیز مثل اکسل و یا نرم افزار حسابداری در کنار کتاب هایی مانند حسابداری مقدماتی استاندارد فنی حرفه ای می تواند کمک خیلی زیادی به شما بکند. استفاده از همفکری یک مشاور مالی و مشاوره حقوقی شما را در تحقیقات اولیه کمک خواهد کرد.

در واقع موضوع حسابداری و دانش مالی از همین جا آغاز و حتی بعد از انحلال و تغییر شغل نیز با شما خواهد بود. بی شک داشتن یک حسابدار متخصص و یک نرم افزار حسابداری مدرن شما را برای رسیدن به هدف اصلی نزدیک تر کرده و تضمین می نماید. همچنین خطور ورشکستگی و خسارت‌های سنگین از تصمیمات پر ریسک شما را کاهش می دهد.

بیشتر بخوانید: بهترین نرم افزار حسابداری

3- پشتکار:

البته که این توضیح واضحات محسوب می شود. بر هیچ شخصی پوشیده نیست که:

نا برده رنج گنج میسر نمی ‌شود

                   مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد

پشتکار است که به هدف جامعه عمل می پوشاند.

4- نگاه کارآفرینی:

از ابتدا سعی کنید نگاه سیستمی داشته باشید. خب سیستم چه تعریفی داشت: مجموعه عناصری که در راستای یک هدف فعالیت می‌کنند و کار آنها به یکدیگر مربوط می شود.

در واقع نگاه سازمانی یا کارآفرینی و یا نگاه ساختاری داشته باشید. به طوری که با جابجا شدن یا حذف بعضی از عناصر مثل خود شما باز هم کارش را با کمی تغییر در کیفیت بتواند ادامه دهد. همچنین با ورود و خروج یک عنصر کل ماجرا بازنویسی و تغییر نکند. چون گاها تغییرها شما را به سمت آزمون و خطا و در نهایت اتلاف وقت می کشاند.

پس سیستم کاری شما باید به سمتی برود که نه تنها وابسته به خود شما نباشد بلکه وابسته به شخص خاصی نیز در کسب و کارتان نباشد.

5- استمرار و ثابت قدم بودن:

یکی از آفت ‌های کسب و کارها یا شغل های شکست خورده اصطلاحاً از این شاخه به آن شاخه پریدن است. این موضوع یکی از موانعی است که از انتخاب صحیح یک شغل پردرآمد جلوگیری می کند. افراد با بهانه های مختلف و توجیه کردن خود مرتب تغییر مسیر، تغییر عقیده و تغییر هدف می دهند. ضمنا بر این باور هستند که در هر بار تجربه های متفاوتی را به دست می‌آورند. اما یک نکته مهم تر و ارزشمند تر که گاها از آن غافل می شوند، در نظر داشتن این موضوع است که امروزه نسبت به گذشته، همگان از سطح بالاتر دانش عمومی برخوردار هستند. لذا ما در مرحله انتخاب بین خوب و عالی هستیم.

بنابراین باید موضوع زمان که جز آیتم‌های طلایی هر تصمیم است را در نظر بگیریم. منظور از تغییر مسیر، تغییر مسیر غیر موجه و غیر متعارف است. اگر نقشه اولیه را صحیح ترسیم کرده باشید قطعاً آزمون خطاها به مراتب کمتر شده و طبیعتا راه رسیدن به هدف کوتاه تر می شود. فراموش نکنید هدف ما در زمان های مناسب ارزشمند می شوند.

در تمام کتاب های برجسته موفقیت و همچنین در مصاحبه با اشخاص موفق و مطرح جهان، موضوع سماجت و استمرار در راه رسیدن به هدف و کوتاه نیامدن بسیار پر تکرار و پر تاکید شده است.

6- مدیریت منابع انسانی:

آقای ایلان‌ ماسک کارآفرین بزرگ می‌ گوید: جذب نیروهای باهوش خیلی سخت و مهم است، اما از آن سخت تر و مهم تر همسو کردن و هم فکر کردن این نیرو های باهوش است.

اولین منابع انسانی ارزشمند و حیاتی خود شما هستید. بدیهی است که شما به سرعت نیاز به منابع انسانی بیشتری خواهید داشت. در این خصوص عناصر زیادی وجود دارند که باید در نظر گرفته شود: از نحوه و نوع استخدام گرفته تا رفتار حین کار با کارکنان و همکاران و تشویق و تنبیه و مسائل روانی همکاران که از این بحث خارج است.

اما همین قدر بسنده می کنیم که برای جذب نیرو غیر از بحث هزینه ای آن، بسیار مهم است که به عناصر بنیادی و شخصیتی فرد از جمله نظم، انگیزه، هوش، علاقه، روحیه کار تیمی و انعطاف پذیری اشاره کرد که در انتخاب نیروها باید مورد توجه قرار بگیرد.

پر واضح است که یک کسب و کار و یا یک برند معروف را منابع انسانی، فکر مدیران و تلاش گروهی آنها به یک جایگاه موفق رسانده است. اگر منابع انسانی شما، با شما در رسیدن به هدف متضاد باشند نتیجه این می شود که: همه تلاش می‌ کنند اما مجموعه به هدف خود نخواهد رسید.

استقامت شما در بحران ها نیاز به داشتن تیم دلسوز و وفادار دارد. مثل داستان وصیت پدر به فرزندان، داستان شکستن چوب هایی که هر چه در کنار هم بیشتر می شوند مقاوم تر می شوند.

اما به این نکته باید اشاره کنیم که اگر بیهوده و نسنجیده نیروها اضافه شوند، بدنه کسب و کار شما سنگین می‌شود و عکس العمل شما در تصمیم‌ گیری ‌ها افت می کند.

باید مواظب این نکته مهم باشید که اگر زمان استخدام نیرویی فرا نرسیده و بستر آن فراهم نشده آن را استخدام نکنید. مطلع باشید که کوچک کردن بدنه کسب و کار شما خیلی سخت تر از بزرگ شدن آن است، دقیقاً مانند چاق شدن و تلاش برای برگشتن به وزن ایده‌آل قبلی.

جمع بندی

در بین عناصر قید شده شاید همه موارد به جز موضوع یک مورد را شما مد نظر قرار داده اید یا حداقل شنیده باشید. آن هم اهمیت دادن به سیستم حسابداری است.

اما اگر شما همه موارد را بتوانید در نظر بگیرید از جمله نکته مهم مشاوره مالی و حقوقی. همچنین استفاده از نرم افزار حسابداری حرفه‌ای و مدرن را در دستور کار خود قرار دهید. باید به شما تبریک بگویم چون شاید شما جزو محدود تلاشگرانی هستید که گنج واقعی را پیدا کرده اید.

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

3 × چهار =

مقالات مرتبط: